الشيخ أبو الفتوح الرازي

84

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و مذهب شافعى آن است كه : مسافر مخيّر است اگر خواهد قصر كند و اگر خواهد اتمام ، و اتمام اوليتر باشد و القصر رخصة . عبد اللَّه عبّاس گفت : اوّل نماز كه در او قصر فرمودند نماز ديگر بود به عسفان در غزات ذي أنمار ، و اينهم از جملهء آن است كه منسوخ است به اختبار متواتر و اجماع اهل البيت اعنى التخيير بين القصر و الاتمام ، و بنزديك ما فرض مسافر قصر [ است ] ( 1 ) ، چنان كه فرض حاضر اتمام است ، و خوف شرط نيست ، بل خوف سببى است برأسه موجب قصر . و از شرايط [ سفر ] ( 2 ) تا در او قصر بايد كردن آن است كه سفر مباح باشد يا طاعت ، معصيت نبود ، و هشت فرسنگ باشد يا بيشتر . و ابو حنيفه گفت : سه مرحله بايد [ بيست ] ( 3 ) و چهار فرسنگ ، و شافعى گفت : شانزده فرسنگ ، چهل [ و ] ( 4 ) هشت ميل ، و گروهى دگر از فقها گفتند : در اندك و بسيار سفر قصر واجب بود ، و قصر در نماز چهارگانه واجب باشد از نماز پيشين و دگر ، و نماز خفتن كه چهار دو شود . فامّا نماز شدم و نماز بامداد ( 5 ) بر حال خود بود در سفر و حضر ، و بنزديك ما سنّت هفده ركعت بيوفتد در سفر و هفده بماند . آن هفده كه بيوفتد شانزده ركعت سنت پيشين است و دو ركعت نشسته از پس نماز خفتن كه آن را وتيره گويند ، و آن به يك ركعت شمارند . و از شرط مسافر تا قصر كند آن است كه : نيّت سفر از شب كرده باشد ، چه اگر به روز اتّفاق افتد ناگاه كه بيرون رود آن روز نماز تمام كند ، و تا از شهر بيرون نرود و چندان بنشود كه ديوارهاى شهر از چشم او غايت شود يا بانگ نماز شهر نشنود او را قصر نشايد كردن . و چون به شهرى يا منزلى فرود آيد و ده روز نيّت مقام كند ، حكم او حكم حاضران است . و اگر عزم مقام كمتر از ده روز باشد ، نماز به قصر كند كه حكم او حكم مسافران است . و اگر نداند كه چه مقدار مقام خواهد بودن ، گويد : امروز بروم و فردا بروم و منتظر صحبت باشد و هر ساعت مجوّز بود كه صحبت در افتد ،

--> ( 4 - 3 - 2 - 1 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . اساس : بام دارد / بامداد .